تبليغاتX
تنها یار


تنها یار

نمی دونم کی ولی می دونم تا مدت ها نیستم

نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 21:16 توسط فاطی| |

زمانی فکر می کردم اگر روزی به یک دیار دیگر بروم

 

اسمان بغض نمی کند و دریا خروشان نمی شود

ولی حالا فهمیدم اکر حتی زمین به اسمان نیاید

ودل شما ها هم برای من تنگ نشود دل من

برای شما پر می کشه راه رسیدن به شما

مثل دوبال پرنده ست که به دونه اون هیچ

جای پرنده اسمان جای من دل شماست

نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 11:39 توسط فاطی| |

ye modate tolani nistam

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 13:25 توسط فاطی| |

یاد داری که ان روز چه سرد گفتی چه خبر؟

خبر ها پیش تو بود ای دل غافل حواست کجاست؟

یارت از دست رفت ان عهد پیمانت کجاست؟

من نشکستم عهد ولی او شکست!

چه فرقی دارد که من می شکستم یا او اخر که شکست!!!!

اخر هم این تقدیر مرا بازی داد بازی تلخ که پشیمانی داشت

نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 14:17 توسط فاطی| |

حرف زیاد دارم ولی رو ورق نمی یاد

خود کارم سرش شکسته جوهرش بند نمی یاد

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 18:19 توسط فاطی| |

خوش حالم که تو رو دارم

خوش حالم که وفا دارم

خوش حالم چون با این که دوریم خاطرات تو دارم

خوش حالم که دروغ نمی گی

خوش حالم چون خدا رو دارم

خوش حالم که باز امید در دل دارم

خوش حالم که اسمان را دارم

من ستاره ها را دارم زمین. ابر .درخت را. و حتی ان تکه اهن

که وسیله ارتباط است را دارم

اما ناراحتم چون قلب تو را ندارم

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 12:37 توسط فاطی| |

اسمان ها و زمین همه به من می خندن

و از نگاه کوته بین مردمان نقاب دار پیداست که من دیوانه ام

ولی من می دانم که ان ها از خاک درست شده اند و از زمین

سر بلند کرده اند اما من از اوج اسمان به زمین امده ام

تا بار دگر خدایم من را امتحان کند

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 21:36 توسط فاطی| |

دارم نگاه می کنم به روز های گذشته

روز هایی که رفته بر نگشته

دارم می میرم از دوریت عزیزم

نمی خوام اشکامو به پای یکی دیگه بریزم

نمی خوام بر گردم ببینم نیستی کنارم

نمی خوام جای خالی تو ببینم

نمی خوتم اشک تو چشمات جمع شه وقتی میری از پیشم

نمی خوام بدون قلبت برگردی خونه پیشم

نمی خوام مال من نباشه وجودت

مگه عشقی نداری تو سجودت

نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 19:7 توسط فاطی| |

ما را ز راه به در کرد این دل

از ذهن وقت و زمان پاک کرد این دل

برای بیرون کردن این غم ز دل

ما را شراب دار یار کرد این دل

نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 10:25 توسط فاطی| |

یارب که به من عطا کردی یار

 

 را

 

باز گیر ز من این سنگ نا

 

 سازگار را

نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 13:56 توسط فاطی| |


Design By : Night Skin

خدمات وبلاگی ها

قالب وبلاگ