تنها یار
زمانی فکر می کردم اگر روزی به یک دیار دیگر بروم اسمان بغض نمی کند و دریا خروشان نمی شود ولی حالا فهمیدم اکر حتی زمین به اسمان نیاید ودل شما ها هم برای من تنگ نشود دل من برای شما پر می کشه راه رسیدن به شما مثل دوبال پرنده ست که به دونه اون هیچ جای پرنده اسمان جای من دل شماست یاد داری که ان روز چه سرد گفتی چه خبر؟ خبر ها پیش تو بود ای دل غافل حواست کجاست؟ یارت از دست رفت ان عهد پیمانت کجاست؟ من نشکستم عهد ولی او شکست! چه فرقی دارد که من می شکستم یا او اخر که شکست!!!! اخر هم این تقدیر مرا بازی داد بازی تلخ که پشیمانی داشت حرف زیاد دارم ولی رو ورق نمی یاد خود کارم سرش شکسته جوهرش بند نمی یاد خوش حالم که تو رو دارم خوش حالم که وفا دارم خوش حالم چون با این که دوریم خاطرات تو دارم خوش حالم که دروغ نمی گی خوش حالم چون خدا رو دارم خوش حالم که باز امید در دل دارم خوش حالم که اسمان را دارم من ستاره ها را دارم زمین. ابر .درخت را. و حتی ان تکه اهن که وسیله ارتباط است را دارم اما ناراحتم چون قلب تو را ندارم اسمان ها و زمین همه به من می خندن و از نگاه کوته بین مردمان نقاب دار پیداست که من دیوانه ام ولی من می دانم که ان ها از خاک درست شده اند و از زمین سر بلند کرده اند اما من از اوج اسمان به زمین امده ام تا بار دگر خدایم من را امتحان کند دارم نگاه می کنم به روز های گذشته روز هایی که رفته بر نگشته دارم می میرم از دوریت عزیزم نمی خوام اشکامو به پای یکی دیگه بریزم نمی خوام بر گردم ببینم نیستی کنارم نمی خوام جای خالی تو ببینم نمی خوتم اشک تو چشمات جمع شه وقتی میری از پیشم نمی خوام بدون قلبت برگردی خونه پیشم نمی خوام مال من نباشه وجودت مگه عشقی نداری تو سجودت ما را ز راه به در کرد این دل از ذهن وقت و زمان پاک کرد این دل برای بیرون کردن این غم ز دل ما را شراب دار یار کرد این دل ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

